*مرغ نر را خروس میگویند!!* *دکتر محسن رضایی!!! فرمودند:* *اگر مشکلات اقتصادی کشور حل شود، وضعیت اقتصاد بهبود پیدا میکند!!!* «آمریکایی ها باید بدانند هیچ اقدام نظامی علیه کشورمان نمیتوانند صورت دهند. من به ملّت ایران قول میدهم که به عنوان یک سرباز و پاسدار انقلاب، اگر آمریکایی بخواهند به ایران چشم بدی داشته باشند و بخواهند حملۀ نظامی صورت دهند، مطمئن باشند در همان هفتۀ اول هزار نفر آمریکایی را اسیر میگیریم که آن زمان برای آزادکردن هر کدام از این
برچسب:
نویسنده: حدیث افشاری
#طنزسیاهنمایی.980ما به اندازۀ کافی هیزم داریم...
گفت: آقای عزّتی رستگار،همکار عزیز فرهنگی ما مینویسد:«تاج گفته به قلعهنویی ۷۰ میلیارد تومان پاداش جام جهانی دادهایم!آنوقت یک معلّم با مدرک دکترا، با ۳۰ سال سابقۀ خدمت و کلّی دستاورد، بازنشسته میشود و کلِّ مرخّصی و پاداش خاتمه خدمتش میشود ۶۵۰ میلیون تومان!قلعهنویی با سه بازی و سه مساوی، ۷۰ میلیارد پاداش میگیرد؛معلّم با ۳۰ سال آموزش و تربیت چند نسل، ۶۵۰ میلیون تومان!ظاهراً در این مملکت هرچه «قلعه» بزرگتر باشد، پاداش هم بزرگتر است؛و هرچه آ
برچسب:
نویسنده: حدیث افشاری
توصیۀ استاد به مردم! سه شنبه بیست و هفتم مرداد ۱۴۰۵ - 15:31 - سیدعلی رضاشفیعی مطهر - توصیۀ استاد به مردم!آقای قرائتی: یک روحانی از سوی حوزه برای سخنرانی برای دهه اول محرم به یکی از شهرها اعزام می شود. استاد آن روحانی موقع اعزام به او توصیه میکند که بابت سخنرانیهای خود از مردم پولی درخواست نکند.در خاتمه برنامهها وقتی روحانی با دست خالی قصد بازگشت به قم را دارد به مردم میگوید:استادم به من توصیه کرد از شما مطالبه پولی نکنم.آیا به شما هم توصیه کرد که به من پولی و پاکتی ندهید؟!
برچسب:
نویسنده: حدیث افشاری
احمد کامرانی ضارب شاه درگذشت!احمد کامرانی، ضارب و مهاجم ترور ناموفق محمدرضا شاه پهلوی در کاخ مرمر در ۸۴ سالگی درگذشت.
او در وصیتنامۀ خود، درخواست کرده بود که مراسم تشییع و تدفین پیکرش، بدون دعوت از کسی بر سر مزارش واقع در آرامگاه دشتافروز کاشان برگزار گردد.مطابق شرح انتشار یافته مجلّۀ خبری اهل کاشانم، در اعلامیّۀ فوت مرحوم احمد کامرانی به استناد متن وصیتنامهاش آمده است که به جای برگزاری مراسم ختم و تالار و دادن غذا به شرکتکنندگان مبلغ ۳۰۰ میلیون تومان برای امور خیریّه هزینه شود و ضمناً وصی
برچسب:
نویسنده: حدیث افشاری
از چه کسی باید تقدیر کرد؟شاید بتوان گفت این متن یکی از بهترین یادداشت هایی است که در چند سال اخیر در فضای مجازی انتشار یافته است. *جامعۀ ایرانی نیازمند آشنایی و پذیرش چنین دیدگاهی است.*
*از چه کسی باید تقدیر کرد؟* *میگویند ارزش یک کاپیتان را وقتی میشود فهمید که کشتی گرفتار حادثه شود. اما یک سؤال مهم وجود دارد: اگر یک کاپیتان اصلاً اجازه ندهد کشتی گرفتار حادثه شود، چه؟* فرض کنید دو کشتی، با فاصله چند ساعت، از یک بندر حرکت میکنند. هر دو یک مقصد دارند و هر دو باید از مسیری عبور کنند که در بخشی
برچسب:
نویسنده: حدیث افشاری
#طنزسیاهنمایی. 981اگر شما هم امور مهمتر را نمیدانید،این طنز را بخوانید!
گفت: طبق برآوردهای انجام شده، معادل ۲۷ میلیارد دلار از داراییهای ملّت ایران در بانکهای مختلف در کشورهای متعدّد بلوکه شده است؛ این رقم بخشی از داراییهای ایران است که دسترسی به آن وجود ندارد.گفتم : منظور از داراییهای بلوکه شده چیست؟گفت: مبالغی است که به دلیل تحریمهای اوّلیه و ثانویه توسّط آمریکا و به بهانههای مختلف در بانکهای خارج از کشور مسدود شدهاند. این داراییها که عمدتاً شامل درآمدهای نفتی، گازی و سایر منابع م
برچسب:
نویسنده: حدیث افشاری
شباهت انتخابات دورهاى به اين حكايت[ سخنان خوب]پیر مردی با چهرهای نورانی وارد یک مغازۀ طلاارائهی شد.عرضهنده با احترام از شیخ نورانی استقبال کرد.پیرمرد گفت: من عمل صالح تو هستم...مرد زرگر قهقههای زد و با تمسخر گفت: درست است که چهرهای نورانی دارید اما هرگز گمان نمیکنم عمل صالح چنین هیبتی داشته باشد.!!در همین حین یک زوج جوان وارد مغازه شدند و سفارشی دادند.مرد زرگر از آنها خواست که تا او حساب و کتاب میکند در مغازه بنشینند.با کمال تعجّب دید که خانم جوان رفت و در بغل شیخ نورانی نشست ، با تعجّب ا
برچسب:
نویسنده: حدیث افشاری
چند رباعی-1 ☘️☘️☘️
روح آزاد شمادر خاطر خونگرفتهام یاد شماستدر گوش دلم طنین فریاد شماستتصویر شما از دل و جانم نرودمرغ دل اسیر روح آزاد شماست ☘️☘️☘️دریچۀ سحر برخیز ز خون دل وضو ساز کنیمتا اوج بلند نور پرواز کنیماهریمن شب به ما شبیخون زدهاستبرخیز دریچۀ سحر باز کنیم ☘️☘️☘️ آن بطلبدر راه وفا جان بده جانان بطلبدر محضر جانان چو رسی جان بطلبیک سو همه لذّات و دگرسو معشوقاین ها همه بگذار و فقط آن بطلب#شفیعی_مطهر ☘️☘️☘️برای دستیابی به دانلود بدون هزینه کتابها و دیگر آثار این قلم درکانال گزینگویهها
برچسب:
نویسنده: حدیث افشاری
چه کسی زنگوله را به گردن گربه میبندد؟به نام خدا
یکی بود یکی نبود غیر از خدا هیچکس نبود.در خانهای قدیمی که دیوارهایش نمناک بود، عنکبوتها با خیال راحت تار تنیده بودند و زندگی میکردند. در این خانۀ قدیمی، گردوغبار همهجا را پوشانیده بود و هیچ نشانهای از دوستی و محبت و صفا و یکرنگی نبود. در گوشهای از این خانه چند موش زندگی میکردند و هرروز یکی از آنها طعمۀ گربه میشد.موشها هرروز دورهم جمع میشدند و میگفتند:– باید فکری بکنیم. وگرنه همۀ ما طعمه گربه میشویم!موشها آن روز تصمیم گرفتند از بزرگ
برچسب:
نویسنده: حدیث افشاری
بستن زنگوله بر گردن گربه(خلاصه)روزی همۀ موشها دور هم جمع شدند تا نقشهای بکِشند و جانشان را از دست دشمنشان گربه، بتوانند آزاد کنند. موشها آرزو داشتند دستِکم راهی پیدا کنند تا هنگامی که گربه به آنها نزدیک میشود، متوجّه شوند و فرصت برای فرار داشته باشند. موشها که همیشه از پنجههای گربه میترسیدند و جرأت نمیکردند شب و روز از لانهشان بیرون بیایند، حتماً باید کاری میکردند.
آنها نقشههای بسیاری کشیدند، اما هیچکدام خوب نبود.تا این که موش جوانی از جایش برخاست و گفت: «من نقشهی بسیار ساده
برچسب:
نویسنده: حدیث افشاری